تبليغاتX
تراوشات لزج یک مغر آبدار نیمه پخته

تراوشات لزج یک مغر آبدار نیمه پخته

يكي مي گريست, اشك شوق بود. ديگري مي خنديد, از بدبختي بود

منتظرم یکی زنگ بزنه

نشستم یکی در بزنه

یا حداقل یه لعنتی بیاد و

به شیشه دلم سنگ بزنه

به شهر پر ملال ما

پرنده پر نمی زند

قسم به اون خدا

بیا و سنگی بزن


+ نوشته شده در  90/10/28ساعت 1:11  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

ای قوم به حج رفته

ای قوم به حج رفته


 دیدن همیشه خوب است
خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد
خواه دیدن این زیبایی ها
شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد
 

شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم
از این هم کهنه تر باشد
 
شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم
 
 

شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ،
زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند
و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد
 
 
چشمها را باید شست
 
 
دل خوش از آنيم که حج ميرويم

 غافل از آنيم که کج ميرويم

              کعبه به ديدار خدا ميرويم   

              او که همينجاست کجا ميرويم

                حج بخدا جز به دل پاک نيست

              شستن غم از دل غمناک نيست
 
       دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

       هرکه علي گفت که درويش نيست
 
       صبح به صبح در پي مکر و فريب 

        شب همه شب گريه و امن يجيب
 
 
 
طبق آمار بانک جهاني در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توريسم يا به زبان ساده از : دکان زيارت مسلمين خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000.-دلار يا قريب سي ميليارد دلار بوده است.

زائرين ايراني که بصورت تمتع ويا عمره در همان سال به مکه رفته اند  1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار يا بعبارتي قريب به مبلغ پنج ميليارد دلار درآمد تقديم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در ميان تمام کشورهاي اسلامي مقام اول را به خود اختصاص داده اند.

نظر باينکه هواپيمائي جمهوري اسلامي قدرت جابجائي اين همه زائر را نداشته است شرکت هواپيمائي عربستان قريب به 54 درصد از زائران ايراني را به خود اختصاص داده است....

طبق گزارش مقامات ديپلماتيک ايران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترين و توهين آميز ترين رفتار را با زوار ايراني داشته اند و ايران از لحاظ توهين ماموران  عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است.

علماي عربستان در همان سال فتوي صادر کرده اند که ايرانيان شيعه کافر هستند.

طبق يک گزارش ديپلماتيک ديگر زائران ايراني ناخواسته ترين و منفورترين خارجي ها در عربستان محسوب مي شده اند.

با يک حساب سرانگشتي بوسيله پولي که ايرانيان سالانه به عربستان (دشمن شيعه ايراني) تقديم مي کنند مي توان تعداد 170.000 مسکن روستائي احداث کرد...
يا ميتوان 714.286 فرصت شغلي کشاورزي يا 200.000 فرصت شغلي صنعتي براي جوانان ايجاد کرد
يا ميتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشي در کشور ايجاد کرد
ويا ميتوان با پول حجاج دوسال يک پالايشگاه سوپر مدرن با ظرفيت 75000 بشکه احداث کرد
ويا با پول پنج سال حجاج ميتوان ايران را به صادر کننده بنزين مبدل ساخت و ديگر براي واردات بنزين محتاج اعراب نبود....

اما افسوس که با پول حجاج ايراني قمارخانه هاي فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بيزنس حج را در اختيار دارند آباد ميشود.....و تا رسيدن ايرانيان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهينه هزينه کردن پول براي نزديکي به خدا راه بسيار درازي در پيش است
 
 
+ نوشته شده در  90/03/15ساعت 23:11  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

مأمور سرشماری در شهرهای مختلف

سرشماری در شهرهای مختلف
 

اصفهان
- سلام
-سلام دادا
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سی و سه تا
- چند تا دختر چند تا پسر ؟
- همش پسرس دادا
-تحصیلات؟
- دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن .
-شغل؟
- برج ساز .
- وسیله نقلیه دارید؟
- بله . یه ژیان دارم
------------------------

زاهدان
- سلام
-شلام
- شما چند تا فرزند دارید؟
- شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده!
- جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟!
- شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن!
- متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟
- شه تا دختر
- شغل ؟
- مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر
-بسیار عالی!!!
--------------------
365Rooz.com
 
خوزستان - عرب
- سلام
- السلام علیک!
- شما چند تا فرزند دارید؟
-خمسه عشره واحد (51 عدد)
- چند تا دختر چند تا پسر!؟
- اربعه عشره ذکور(40 تا پسر) آمار دخترام هم به تو لامربوط !!!!
-متشکرم!!! خدانگهدار 
- فی امان الله
-----------------------
365Rooz.com
 
شیراز
- سلام
-سلام کاکو
- شما چند تا فرزند دارید؟
- سه تا کاکو
- تعداد دختر و پسر ؟
- سه تاش دختره کاکو
- شغلتون ؟
- لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو.
- در آمد متوسط ماهانه؟
- 15 میلیون تومن در ماه کاکو.
- ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟
- نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم
-------------------------------
365Rooz.com
 
جنوب تهران
- سلام
- کرتیم
- شما چند تا فرزند دارید؟
- 4 تا دختر 6 پسر جمعا 12 تا .
- شغل
- فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم !
- تحصیلات ؟
- سیکلم
- متشکرم
-زد زیاد
-------------------------
365Rooz.com
 
آبادان
- سلام
-سلام ولک
- شما چند تا فرزند دارید؟
- به تو چه کوکا!!!
-ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم!
-خو کوکا منم مامورم !
-کارتتون لطفا
-خودت کارتت لطفا!!
- آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟
- نه کوکا تموم کردیم!
-آقا یه جواب درست حسابی بدین
-باشه ولک بپرس
چند تا بچه داری ؟
اونش دیگه به تو مربوط نیست ولک
--------------------------------------365Rooz.com
 
- سلام
- به به سلاااام پیسر گلم؛ بیفرما تو
- خیلی ممنون - شما چند تا بچه دارین
- حالا چرا دم در، بیفرما تو کسی خونه نیست
- نه مزاحم نمیشم، فقط بگین چند تا بچه دارین
- چرا نمیائی تو خودت بشماری، تعارف میکونی ها
- نه متشکرم در حین انجام وظیفه هستم
- 6 تا
- چندتا پسر چند تا دختر
- حالا میومدی تو یه چائی میخوردیم
- خیلی ممنون
- همش پیسره
- متشکرم - فعلا خدافظ
- بند کفشت بازه مهندس
- باشه سر کوچه میبندم
------------------------------------------------365Rooz.com
 
- سلام
- نه منه ؟ (چی کار داری)
- سرشماري اوچون گلميشم (برای سر شماری اومدم)
- ها !
- سرشماری، آمارگیری، چند تا سوال دارم
- خودیش خونه نیست
- شما چندتا بچه دارین ؟
- سنه نه ؟ (به تو چه مربوطه)
- سرشماري ماموريم (مامور سرشماریم)
- كپك اوغلي ايت جهنمه بلي نن ور رام پخون چيخار (گم شو پدرسگ تا با بیل نکشتمت)
- چرا حول میدی ؟ دارم میرم خوب
+ نوشته شده در  90/03/15ساعت 23:8  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

حكايت خر ما از كر گي دُم نداشت


از "كتاب كوچه" ، اثر احمد شاملو

مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده. مساعدت را (براي كمك كردن) دست در دُم خر زده قُوَت كرد (زور زد). دُم از جاي كنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست كه "تاوان بده"!

مرد به قصد فرار به كوچه‌يي دويد، بن بست يافت. خود را به خانه‌يي درافگند. زني آنجا كنار حوض خانه چيزي مي‌شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هياهو و آواز در بترسيد، بار بگذاشت (سِقط كرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نيز با صاحب خر هم آواز شد.

مردِ گريزان بر بام خانه دويد. راهي نيافت، از بام به كوچه‌يي فروجست كه در آن طبيبي خانه داشت. مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايهء ديوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد، چنان كه بيمار در جاي بمُرد. پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست!

مَرد، همچنان گريزان، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افگند. پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد. او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست!

مرد گريزان، به ستوه از اين همه، خود را به خانهء قاضي افگند كه "دخيلم!. مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود.. چون رازش فاش ديد، چارهء رسوايي را در جانبداري از او يافت و چون از حال و حكايت او آگاه شد، مدعيان را به درون خواند.

نخست از يهودي پرسيد .گفت: اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است. قصاص طلب مي‌كنم.

قاضي گفت: "دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست. بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند! و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد!

جوانِ پدر مرده را پيش خواند .گفت: "اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام.

قاضي گفت: "پدرت بيمار بوده است، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني! و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود، به تأديهء سي دينار جريمهء شكايت بي‌مورد محكوم كرد!

چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود، گفت: "قصاص شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حالي مي‌توان آن زن را به حلال در فراش (عقد ازدواج)  اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند. طلاق را آماده باش! مردك فغان برآورد و با قاضي جدال مي‌كرد كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد.

قاضي آواز داد: "هي! بايست كه اكنون نوبت توست!

صاحب خر همچنان كه مي‌دود فرياد كرد: مرا شكايتي نيست. محكم كاري را، به آوردن مرداني مي‌روم كه شهادت دهند خر مرا از كره گي دُم نبوده است.

+ نوشته شده در  90/03/15ساعت 22:57  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

سیم اخر

پرونده به شماره نمی دونم چندم

نام عملیات: والفجر تابستان

درجه محرمیت:نا محرم(فوق محرمانه)

هدف: چوب کردن تو آستین امتحانات

موقعیت نیروهای خودی:شمال از شمال غربی

موقعیت دشمن:9-11  و 13-15


سه چهار تا دونه امتحان ریز و درشت داریم(البته فلفل نبین چه ریزه...) ،یه عالمه وقت، کلی دوست با حال و با مرام. کلی استاد شوت علی،کلی کتاب کمکی و سوال و جزوه کمکی و...


همه چی مثل روز روشنه. هیچ توجیهی باسه شکست وجود نداره. یه عده نامرد به ظاهر بی خیال مثل گرگ در کمینن که ببینن آخرش(آخرتون) چی میشه. همه چی جوره جوره جز اون اصلیه. اون چیه؟ معلومه یه دو سه گرم مغز درست و حسابی که تو کلمون وجود نداره. تو ایده آل ترین شرایط هم گند می زنیم. بعد هم الکی روی میاریم به توجیه کردن. یعنی عذر بدتر از گناه. خلاصه منم و غول بی شاخ و دم امتحانات. با دو ترم مشروطی الان روی لبه تیغم. ولی یه حسی بهم می گه تو تنها نیستی خدا یار توست اون مهربونه نگه دار توست.


یک آدم احمق از کتابخونه هم احمق خارج میشه ولی یه آدم باهوش از توالت هم باهوش خارج میشه


+ نوشته شده در  90/03/15ساعت 22:42  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

دانلود کتاب سینوهه برای موبایل

دانلود کتاب سینوهه برای موبایل

دانلود

 

کتابیست بس عجیب. شرح حال زندگی طبیب خصوصی فرعون نمی دونم چندم. شما فکر کن n ام!!!.

از طفولیت تا مرگ. از قربانی کردن انسان ها برای خدایان بت فرمه تا یک مار مرده! از ساختن مجسمه ... بدن انسان و پرستیدن آن!!(راهنمایی:عضویست که تنها در بدن جنس مذکر یافت می شود)

از خود سینوهه بدبخت آواره. کسی که در جوانی تمام دارایی های خود و خانواده اش را به خاطر عشق و هوسی پوچ می بازد و مجبور به ترک دیار و راهی سفری دور و دراز می شود و این سفر است که سینوهه  را سینوهه می کند. در کل این سینوهه موجودیست عجیب. بعد از خوندن این کتاب هنوز هم نمی تونم اون رو روانشناسی کنم. خیلی موجود پیچیده ایه! کلی درد و رنج می کشه تا به خوشبختی برسه و وقتی که به اون می رسه بهش دست نمی زنه و فقط بهش زل می زنه و از کنارش می گذره!

 

 در کنار واکاوی این موجود عجیب ناخود آگاه یاد بیهقی خودمون افتادم. با خوندن تنها حدودا سی صفحه از کتاب تاریخ بیهقی  می تونم بفهمم چه جور آدمیه. بیهقی آدم صاف و ساده ای. غیر از حقیقت چیزی نمی نویسه. مهم نیست که اون اتفاق باب میلش باشه یا نه. اون فقط وظیفش رو انجام میده. البته خیلی رک قضاوت خودش رو در کتابش لحاظ می کنه ولی با پیش داوری چیزی نمی نویسه و در بدترین حالات هم میگه:عمر سلطان مسعود دراز باد! ولی سینوهه انگار یه شخصیت دوگانه داره. اطلاعاتش از محیط پیرامونش کامل نیست. خودش هم نمی دونه باید بره یا بمونه.

 

هر چند خط مشی دو کتاب تاریخ بیهقی و سینوهه طبیب همسو نبوده و البته در تضاد کامل هم به سر نمی برند، ولی مقایسه نویسندگان این دو کتاب به شخصه برای من خیلی جالبه و هرچه بیهقی برام ساده و بی  آلایش جلوه می کنه، سینوهه عجیب و عجیب تر میشه.

 

خلاصه امیدوارم حتما(باید) این کتاب رو بخونید و با شگفتی های عجیبی به خصوص در ضمینه تغییر عقیده پسر فرعون و گرایش او به خداوندی جدید(یوزارسیف رو که یادتونه) و ... بیشتر آشنا بشید.

+ نوشته شده در  89/12/26ساعت 2:12  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  | 

!!!!!!!!!

 

ماشالا...

 

 ماشالا... همه

 چي

 

 هم بهش مياد

 

+ نوشته شده در  89/12/23ساعت 11:20  توسط اسب آبیه آبیه آبکی  |